امام زمان «عج»( بهشت اهل بیتیان)

مربوط به چهارده معصوم و آشنایی باگل سر سبدامام زمان(عج)و دوران انتظار تا جلو گیری شود از فتنه دشمنانی که خود را در لباس دوست جلوه می دهند داعش و وهابیت که تا دیروز امام زمان نمی شناختند شیعه می کشتند الان هم می کشند تا خود رابه جای یاران آن مصلح جلوه دهند
یکشنبه 31 خرداد 1394

غم هجران


غم هجران



شعری بگویم از غم هجران که جان بسوخت


انـدر   فراق    دلبـر   نا  مهربان   بسوخت


من آنچه را  که  گویم  و خندم به ظاهر است


رازی  درون  سینه  نهان، تا  نهان   بسوخت


تنها  نه  من  ز غصه ی  تو گشته ام   نحیف


خلقی  ز دوریت  به  زمین  و  زمان بسوخت


آتش گرفت  جانم  از  این  عشق  جان گداز


کز   انتظار  دیدن  رویت   جهان   بسوخت


باور نـداری  ار سخنـم  خود  عیان  ببین


چشم  و دل و  زبان و نهانم  ، عیان بسوخت


مهدی  بیا  که  چشم  به  راهت  نشسته ام


دل‌های  پاک  منتظران ،  بی گمان  بسوخت


دانـم   چرا  که  رخ   ننمـایی  به  هر  کسی


آن کس که دید روی تو  را ، شادمان بسوخت



یکشنبه 31 خرداد 1394

دلت را خانه ما کن....


دلت را خانه ماکن



دلت را خانه ماکن ، مصفا کردنش با من


 به ما درددل افشا کن ، مداوا کردنش با من


اگر گم کرده ای دل،کلید استجابت را ،


بیا یک لحظه با ما باش ،پیداکردنش بامن


بیفشان قطره اشکی که من هستم خریدارش


بیاورقطره ای اخلاص ،دریاکردنش بامن


اگر درها برویت بسته شد، دل برمن کن بازآ


دراین خانه دق الباب کن ،بازکردنش بامن


به من گو حاجت خودرا، عجابت می کنم آنی


طلب کن آنچه می خواهی ،محیا کردنش بامن


چوخوردی روزی امروز،مارا شکر نعمت کن


غم فردا مخور ، تاءمین فردا کردنش بامن


بیا قبل از وقوع مرگ، روشن کن حسابت را


بیاور نیک و بد را ،جمع و منها کردنش با من


اگر عمری گنه کردی ،مشو نومید از رحمت


تو ، توبه نامه را بنویس ، امضا کردنش با من


یکشنبه 31 خرداد 1394

یاد تو آقا...

ای که خود را در دلم جا کرده ای


کو کدامین کوچه ماوا کرده ای


گو کدامین در زنم در وا کنی 


تا مرا شیداتر از شیدا کنی


کوچه کوچه من به دنبال توام 


از ازل سرگشته ای خال توام


هر کجا هستی بان جا رو کنم


خاک راهت با مژه جارو کنم


جان وصل من فقط در دست توست


این خمار آلود چشمم مستت توست


دیده را در هجر تو تر می کنم  


هر نفس با یاد تو سر می کنم


یاد تو یاد جوان مصطفاست


یاد تو یاد علی المرتضاست


یاد تو تفسیر آیات جلی است


یاد تو نام حسین بن علیست


یاد تو یاد صفا و زمزم است  


یاد تو تکرار اسم اعظم است


اهل دل را مرشد ومولا تویی


چهارده معصوم را امضا تویی


ابر از لطف تو باران می شود


غنچه از عشق تو خندان میشود

چهارشنبه 20 خرداد 1394

سازمان وکالت(وکلای نایبان امام«عج»)



سازمان وکالت(وکلای نایبان امام«عج»)






در بحث تاریخ عصر غیبت، به نهاد وکالت که نقش ارتباطی میان شیعیان و امامان (ع) را داشته ، اشاره ا ی شد.


این مجموعه با تدبیر و رهبریِ امامانِ معصوم و برای حفظ جامعه شیعه به وجود آمد و نقش آن به ویژه در طول


غیبت صغرا بسیار با اهمیت بود.


وکالت چیست و وکیل کیست؟


«وکالت» به معنای ناتوانی از انجام مستقیم یک کار و اعتماد بر دیگری در آن کار است.*1


در کتاب های فقهی*2 «وکیل» به کسی گفته می شود که از سوی دیگری به انجـام کاری یا تصرّف در امــری


مامور شود. از آنجا که ارتباط مستقیم امامان (ع) با شیعیان در نقاط دور دست و حتّی نزدیک ، امکان نداشت یا


با زحمت وخطر هایی همراه بود ، امامان شیعه ، وکیلانی را برگزیدند که در نواحـی مختلف شیعه نشین امــور


مربوط به امامان را عهده دار شدند.


عوامل شکل گیری سازمان وکالت واستمرار آن


ممکن است گفته شود که امور امامان (ع) با تعیین یک یا چند وکیل در هر دوره ای انجام می گرفت. با این حال


چه نیازی به تشکیل نهادی به نام سازمان وکالت بود؟و آیا واقعاًمجمـوعـه ای وجـود داشتـه که اساسنامه ای


مشخص داشته و تحت مدیریت واحد و با داشتن برنامـه ای منسجم برای اهـدافی فراتر از انجـام امور فـردی،


فعالیت می کرده است؟ برای پاسخ به این سوال لازم است عوامل تشکیل سازمان وکالت را بشناسیم:


1.ضرورت ارتباط میان رهبری و پیروان


وجود ارتباط بین رهبری و پیروان در هر نظام دینی ، سیاسی اجتناب ناپذیر اسـت . به دلیل گستردگی جهـان


اسلام وپراکندگی جمعیت شیعیان در نقاط مختلـف جهان ماننـد عراق ، حجاز، ایران، یمن، مصر، و غرب امامان


معصوم (ع) در بعضی از دوره ها ، وکیلان متعـددی را برگزیدند که رابط میـان آن ها و شیعیـان باشنـد. لزوم


وجود وکلا هم به دلیل مشکلات سفر از مناطق دور دست به نقطه سکونت امام (ع) بود و هم به سبـب شرایـط


سیاسی حاکم بر جامعه اسلامی که به دلیل سلطه عباسیان ایجاد شدهوبرای امامان وشیعیان آن ها محـدودیت


بسیاری به وجود آورده بود.در چنین شرایطی ، سازمان وکالت در روندی رو به رشد، شکل گرفت، تا در فعالیتی


منسجم و البته پنهان و در عین حال ، گسترده و فراگیر، امور مربوط به امام و امت را انجام دهـد ؛ چرا که ایـن


امور فراتر از پاسخ دادن به چند سوا شخصی و حکم فردی و یا رساندن اموال شرعی به امام بود؛


2. تعیین تکلیف برای شیعیان در زمان حبس و حصر امامان


گرچه اصل ارتباط بین امام و شیعیان، ضرورت وجود وکیلان را توجیه می کند ولی آن گاه که امامان معصوم (ع)


در اثر ظلم وستم حاکمان در حبس قرار می گرفتند یا در خانه خود محصـور می شدند ، نیاز به وکیل ، بیشتـر


احساس می شد؛ به همین سبب دوره مولایمان کاظم(ع) که همراه با حبس وزندانی شـدن آن حضـرت بود


عصر رشد و گسترش نهاد وکالت بود همچنین بار دیگر در زمانِ عسکریین(ع) یعنی دوره مـولای دهـم و


یازدهم ضرورت وجود سازمان وکالت ، آشکارتر گردید و با رخداد ِ غیبت مولای دوازدهم و جریان نیابت


نایبان ،وکالت در شکلی فراگیر تر و جدی تر دنبال شد..


3. آماده کردن شیعیان برای ورود به عصر غیبت


بدون شک ، پدیدۀ غیبت امام، رخدادی بی سابقه در رهبری شیعه بود؛ دوره ای که شیعیـان، امکـان ارتبـاط


مستقیم با امام خود را نداشتند. پذیرش این شرایط و اعتماد کردن به افرادی که در غیبت امـام، مرجـع امـور


شیعیان باشند به تجربه ای موفق و کارآمد از وکیلان ائمه(ع) نیاز داشت، تا آینده شیعه در عصر غیبت را روشن


نگاه دارد ونگرانی های احتمالی را برطرف سازد؛ به همین سبب،  امامان شیعه سال ها پیش از غیبت بـا ایجـاد


شبکه ارتباطی وکالت و توسعه روز افزون آن، این آمادگی را در شیعیانبه وجود آورند.


بررسی محدوده زمانی فعالیّت سازمان وکالت


مسئله وکالت و وجود وکیل یا وکلایی برای امامان(ع) یابقه ای دیرین داشته است ؛ ولی به نظر محققّان تا پیش


از دوره مولا صادق(ع) نهادی منسجم و تشکیلاتی منظم به نام سازمان وکالت از نظر تاریخی ثابت نشده است.


از سوی دیگر با مطالعه وضعیت سیاسی زمان مولا صادق(ع) و گستردگی و پراکندگی جمعیت شیعیان در این


دوره لزوم بین ارتباط امام و شیعیان ، زمینه های شکل گیری چنین سازمانی وجود داشته است ؛ به ویژه که در


منابع تاریخی ، افراد متعددی به عنوان وکلای مولایمان صادق (ع)نام برده شده اند ؛ مانند عبد الرحمـن بن


الحجّاج، معلّی بن خُنیس، نصر بن قابوس لخمی و غیر آن ها*3


با توجه به قرائن و شواهد بیان شده می توان گفت که سازمان وکالت ، از زمان مولا صادق(ع) آغاز به کار کرده و


تا پایان غیبت صغرا و مقارن با وفات نایب چهارم (329ق)فعالیت خود را ادامه داده و به پایان رسانده اسـت؛


زیرا با شروع غیبت کبرا مولا صاحب الرمان(عج)فرد یا افراد خاصی را بین خود و شیعیان به عنوان وکیـل قرار


نداده است.


معرفی مهمترین وکلای و منطقه فعالیت آن ها

1.در شهر مدینة النبی _ مُعلّی بن خنیس _ وکیل مولا صادق(ع)؛ وی به وسیله ی حاکمیت عباسی شناسائی


ودستگیر ووبه دست داوود بن علی به شهادت رسیدامام صادق قاتل اورا نفرین کرد ودر همان شب هلاک شد*4


2. کوفه _ عبد الرحمن بن حجاج _ وکیل مولا صادق(ع)بوده است.


مولا صادق(ع) به او فرمود:


یا عبد الرحمن ! کَلِّم اهل المدینة فانی احب ان یری فی رجال



الشیعةمثلک؛*5


ای عبدالرحمن! با اهل مدینه سخن بگو . من دوست دارم که در میان مردان شیعه،


همچون تو دیده شود.


گفتنی است که وی نزد مولا کاظم(ع) نیز منزلتی بزرگ داشتهو آن حضرت درباره او


فرموده است:


انّه لثقیل علی الفواد؛*6


او در قلب من دارای مکانت وعظمت است.*7


3. شهر قم _ عبد العزیزبن المهتدی _ وکیل مولا رضا(ع) و_زکریا بن آدم _ وکیل مولا جواد (ع) و_ احمد بن


اسحاق قمی _وکیل مولا حسن عسکری (ع)و نیز وکیل مـولا صـاحب الزمان(عج) در امور اوقاف قم بوده است


جریان ملاقات او با حضرت مهدی(عج) در دوران کودکی آن حضرت،مشهور است.*8


4. شهر بغداد_ مرکز اقامت نایبان چهارگانه مولا صاحب الزمان(عج)


5 . شهر اهواز در عصر غیبت مولایدوازدهم -علی بن مهزیار اهوازی که از سوی سه مولای بزرگوار،حضرت


علی بن موسی الرضا و حضرت جواد و حضرت هادی (ع) به عنوان وکیل ارشد در منطقه اهواز نصب شده


بود؛*9چنانکه ابراهیم مهزیار(برادر یا پسر عم او) نیز در همین منطقه وکیل بوده است . او شخصیتی والا مقام


است که از دوره مولا هادی(ع) تا عصر غیبت صغرا وکیل اماماندر اهواز بـوده است . پس از او فرزنـدش محمـد


بن ابراهیم نیز در غیبت صغرا به جای پدر عهده دار این مقام شد.*10


وظایف و مسئولیت های سازمان وکالت




1 .در یافت وجوه شرعی و تحویل آنها به مولا


آن ها (وکلا) صدقات، هدایا، نزورات و خمس و زکات شیعیان را دریافت  می کردند و به صورت مستقیم یا با


واسطه ، به امام زمان خود تحویل می دادند. این اموال زیر نظر امام در راه های مختلف از جمله مصالح عمومی


شیعیان و نیاز مستمندان شیعه به ویژه بنی هاشم و نیز تقویت سازمان وکالت و... هزینه می شد. در مواردی


بعضی از این امور با اجازه امام وتوسط خود وکیلان انجام می گرفت.


2. راهنمایی و ارشاد شیعیان و مناظره با مخالفان


بنابر شواهد فراوان ، مولاها(ع)شیعیان را برای شناخت حق ، به وکیلان سرشناس خود ارجاع می دادند . وکلا و


نایبان چهارگانه عصر غیبت در مسائل اعتقادی ، به ارشاد و راهنمایی شیعیان می پرداختند و در مواردی سخن


آن ها به عنوان سخن و بیان ائمه(ع) عقیده حق را از باطل جدا کرده است ؛ برای نمونه ، وقتی شیعیـان درباره


مفّوضه*11 و عقاید آنها از نائب اول سوال کردند او در پاسخ، دیدگـاه مفّوضه را در نسبـت دادن خلق و رزق به


دوازده مولا (ع) رد کرد و آن را به ذات مقدس ربوبی مربوط دانست.*12 با این موضع گیری ، شیعیـان و پیروان


اهل بیت(ع) نیز در این موضوع به همین عقیده گرایش یافتند.


3. کمک به حل مشکلات شیعیان


برای نمونه در اختلاف دو نفر از شیعیـان در مورد ارث ، یکی از وکلای مولا صـادق (ع) به نام مفضّل بن عمـر ،


مامور شد که از سوی مولا(ع) چهارصد درهم بپردازدو اختلاف آن ها را برطرف کند.*13


جالب است بدانیم که رفع مشکلات شیعیان تا آنجا مهم بوده و هست که 


یکی از وکلای مولا کاظم(ع) به نام علی بن یقطین با نفوذ در دستگاه خلافت عبـاسی به این کار اهتمـام ورزید و


مولای هفتم شیعیان رضایت خود را از کارهای او اینگونه اعلام فرمود:



انّ لله مع کل طاغیة وزیراً من اولیائه یدفع به عنهم؛*14   



خداوند به همراه هر طاغوتی ، وزیری از اولیای خود دارد که به وسیله او از دوستـان 


خود دفع بلا می کند و تو از آنان هستی ای علی!


ساختار سازمان وکالت


1 . رهبری سازمان


در راس نهاد وکالت در سراسر دوران فعالیتش، شخص مولای معصوم (ع) در هر زمان بوده که مهم ترین امور


این نهاد به وسیله او انجام می گرفته است. اموری مانند تعیین وکلای نواحی و بررسی عملکرد آنان ، معرفی


وکلا به شیعیان و شناساندن فضائل ایشان ، تامین مالی وکیلان، عزل و برکناری وکلای فاسد و خائن ومعرفی


جریان های دروغین مدعی وکالت وبابیت *15 و برخورد با آنان ، همه بر عهده امام به عنوان رهبر جریان وکالت


بوده است.


2. وکیل ارشد یا سروکیل


برای انجام بهتر امور وکالت ، مناطق مختلف شیعه نشین تقسیم بندی و برای هر منطقه وکیل ارشدی نصب می


شد که وظیفه او رسیدگی و نظارت بر کار وکلای آن منطقه بود چنانکه وکلای جزء وظیفه داشتند به وکیل ارشد


مراجعه کرده ودر امور وکالت با او هماهنگ باشند.طبق شواهد تاریخی ، از نظر سازمان وکالت چهار منطقه


اصلی برای شیعیان وجود داشت؛


. منطقه بغداد، مدائن و کوفه؛


. بصره و اهواز؛


. قم، همدان و مناطق جبال؛


. حجاز، یمن و مصر.*16



برای مثال در عصر مولا صادق (ع) و مولا کاظم(ع)عبد الرحمن بن حجاج وکیل ارشد عراق بود ودر عصر غیبت


صغرا ابوالحسین اسدی رازی، کار نظارت بر فعالیت وکلای نواحی شرق ایران را به عهده داشت . حاجز بن یزید


وشّاء نیز در بغـداد ، زیر نظـر نایـب اول و دوم فعالیـت می کرد و خود نیز بر کـار برخی از وکلای ایران نظارت


داشت.*17


3. وکلای ثابت وسیّار


در هر منطقه ای از مناطق شیعه نشین و به تناسب وسعت و گستردگی آن ، چندید وکیل به امور امام وشیعیان


رسیدگی می کردند.بیشتر این وکلا ، در منطقه فعالیت خود ساکن بودند ؛ ولی شواهدی هست که نمایندگان


سیاری هم برای مولاهایمان وجود داشته اند که به مناطق مختلف اعزام می شدند تا ضمن نظارت بر کار وکلای


مقیم ، وسیله ای برای ارتباط آنان با مولایشان باشند.


نقل شده است که احمد بن محمد بن عیسای قمی در مدینه نزد مولا جواد(ع) بود و


قصد داشت درباره زکریـا بن آدم از حضرت سوال کند . امـام ، خود آغـاز به سخن


کرد ه، فرمود:« خدمت او به پدرم و به من جای انکار نیست». سپـس فرمود : نـامه مرا


به او[= زکریا] برسان و بگو مال[جمع شده نزد خود] را به نزد من ارسال نماید...».*18


ویژگی ها و شرایط لازم برای وکیلان



1 . بهره مندی از عدالت و پرهیزگاری



2 . برخورداری از صفت امانتداری


چنانکه مولایمان عسکری (ع) در باره عثمان بن سعید و پسرش محمد بن عثمان فرمود:


 العمری ابنه ثقتان، ما اَدّیا عنّی فعنّی یودیّان؛*19


عمری و پسرش ، هر دو ثقه[امین] هستند؛ آنچه را آن دو از من نقل کنند[وبه من استناد 


دهند] از من نقل می نمایند.


گفتنی است که وثاقت (=قابل اطمینان بودن وکیل)وکیل، ویژگی بسیار مهمی است که هم در ابتدای گزینش او


به سمت وکالت و هم در استمرار این مقام برای او ضرورت دارد و چنانچه وکیلی در ادامه حیــات خود ،


گرفتــار لغزش می شد و از مسیر امانتداری بیرون می رفت ، از سازمان وکالت اخراج و به وسیله مولا (ع) یا


وکلای ارشد به شیعیان معرفی می شد. این امر ، حکایت از نظر مستمر رهبری بر سازمان وکالت دارد.


یکی از وکلای معروف ، احمد بن هلال کرخی است که با وجود سابقه وکالت برای مولایمان رضا(ع) و مولایمان


جواد (ع) و مولایمان هادی(ع) در زمان وکالتش برای مولا یمان عسکری(ع) گرفتار خیانت مالی شد و آن حضرت


در توقیعی، او را لعن و نفرین کرد.*20 احمد بن هلال در عصر غیبت صغرا نیز به معارضه با نایب دوم مولا صاحب


الزمان (عج) پرداخت و بار دیگر از سوی ناحیه مقدسه مولای عصر(عج)توقیعی درباره او صادر شد و امام آشکارا از


او بیزاری جُست.*21


3. رازداری و پنهان کاری


در غیبت صغرا این شیوه بیشتر دیده می شود؛ به گونه ای که نایب اول و دوم در پوشش روغن فروشی با امام و


شیعیان ارتباط برقرار می کردند.


مدّعیان دروغین وکالت


علاوه بر بعضی از وکیلان که در ادامه کار وکالت ، به خیانت روی می آوردند و مورد لعن قرار می گرفتند، گونه


ای دیگر از انحراف در وکالت پدید آمد و آن، ادعای دروغینِ وکالت از سوی کسانی بود که هرگز سابقه وکالت


نداشتند ؛ ولی با انگیزه های مختلف، خود را وکیل ونایب مولا خوانده، برای مدتی ، برخی را به خود جذب


کردند.


جریان انحرافی مدعیان وکالت ، هم در عصر حضور مولاهایمان وهم در عصر غیبت مولا ی دوازدهم (عج) وجود


داشته و البته در عصر غیبت ، بیشتر و گسترده تر بوده است.*22


وکالت مولای معصوم نزد شیعیان ، جایگاه والایی داشت و وکیل ، مورد احترام ایشان و برخوردار از منزلت


اجتماعی بود. به علاوه مهم ترین کار وکلا ،دریافت وجوه شرعی متعلق به امام بود و این اموال در دسترس وکلا


بود. این ها وانگیزه های دنیایی دیگر مانند حسادت و عقاید باطل ، سبب شد که افرادی به دروغ ، ادعای وکالت


کنند و سبب انحراف بعضی از عوام شیعه شوند.


حاکمان عباسی که این جریان های انحرافی را در راستای سیاست خود می دیدند، تا زمانی که حساسیت


عمومی برانگیخته نمی شد، از آن حمایت می کردند.


مولاهایمانو نیز وکلای ارشد و نایبان خاص مولای دوازدهم (عج) در برابر مدعیان وکالت واکنش نشان داده ،


سعی در افشای ماهیت آن ها داشتند.


در زمان پیشوایی مولا جواد(ع) ، احمد بن محمد سیاری ، وکالت و بابیّت آن حضرترا ادّعا کرد. مولا در واکنش


به این ادّعای دروغ، ضمن ردّ این ادّعا، شیعیان را از پرداخت هر گونه وجهی به وی نهی کرد و فرمود:


او در مقام و موقعیتی نیست که مدعی ،ن است و چیزی به وی پرداخت نکنید.*23


محمد بن نصیر النمیری در عصر نایب دوم مولای صاحب الزمان(عج) مقام نیابت را برای خود ادعا کرد؛ ولی به


دلیل سخنان کفرآمیزش رسوا شد . نایب دوم نیز او را لعن کرد و شیعیان به پیروی از او چنین کردند؛ گرچه از


سوی وزیر دربار ، مورد تایید و پشتیبانی قرار گرفت.*24



^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

 

منابع و توضیحات:

 

*1 معجم مقاییس اللغة، ج 6، ص136.


*2 جواهر الکلام، ج27، ص347 ؛ تحریر الوسیله، ج2، ص39.


*3 الغیبة، طوسی، ص347و348.


*4 تنقیح المقال، ج3، رقم1820.


*5 بحارالانوار، ج2، ص136.


*6 رجال کشی، 441، ح829و ح830.


*7 این ترجمه از مرحوم آیت الله خوئی (رحمة) است.


*8کمال الدین و تمام النعمة، ج2، باب43، ص455، ح21.


*9 رجال کشی، ص549؛ رجال، نجاشی، ص177؛الغیبة، طوسی، ص347.


*10 تنقیح المقال، ج2، رقم 10222؛ارشاد ، ص351؛ الغیبة، طوسی، ص171.


*11 «تفویض» یعنی خداوند امور عالم را به دیگران واگذار کرده است. مفّوضه معتقد بود ند که امر خلق و رزق به امامان واگذار شده است ؛ در حالی که طبق عقاید شیعه ، همه امور، تحت اراده و تدبیر الهی است.َ


*12 ر.ک: الغیبة، طوسی، ص293.


*13 رجََال کشی، ص433.َ


*14 همان، ص434.


*15 باب یعنی دروازه و در اینجا به معنای ادعا کردن مقامی است که به منزله واسطه و حلقه وصل بین مردم و امام است.


*16 تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ص137.


*17 همان ، ص171.


*18 رجال کشی، ص596،ح1115.


*19 کافی ، ج1، ص329.


*20 ر. ک: رجال کشی، ص535.


*21 ر. ک: الغیبة،طوسی، ص398.


*22 البته در زمان نایب اول به دلیل شهرت او در این مقام ، کسی جرات ادعای نیابت در این مقام را نیافت،  ولی در زمان نایب دوم، مدعیان زیادی سر بر آوردند.


*23 رجال کشی، ص606، ح1128.


*24 الغیبة، طوسی، ص398.


 

دوشنبه 18 خرداد 1394

وای بر منتظران....ازمیزان دعاها و نحوه دعا کردن ما .......

( تعداد کل: 34 )
   1       2       3       4       5       ...       7    صفحه بعدی