امام زمان «عج»( بهشت اهل بیتیان)

امام زمان «عج»( بهشت اهل بیتیان)

مربوط به چهارده معصوم و آشنایی باگل سر سبدامام زمان(عج)و دوران انتظار تا جلو گیری شود از فتنه دشمنانی که خود را در لباس دوست جلوه می دهند داعش و وهابیت که تا دیروز امام زمان نمی شناختند شیعه می کشتند الان هم می کشند تا خود رابه جای یاران آن مصلح جلوه دهند
امام زمان «عج»( بهشت اهل بیتیان)

امام زمان «عج»( بهشت اهل بیتیان)

مربوط به چهارده معصوم و آشنایی باگل سر سبدامام زمان(عج)و دوران انتظار تا جلو گیری شود از فتنه دشمنانی که خود را در لباس دوست جلوه می دهند داعش و وهابیت که تا دیروز امام زمان نمی شناختند شیعه می کشتند الان هم می کشند تا خود رابه جای یاران آن مصلح جلوه دهند

مهدویت - انتظار(آثار انتظار)


انتظار

 


آثار انتظار

 

بعضی گمان کرده اند که انتظارمصلح جهانی، افراد را در حالت سکون وبی تفاوتی 


قرار می دهدو منتظران، تا قیام اصلاح گری جهانی در مقابل بدی ها و پلیـــــدی ها 


واکنشی نخواهند داشت، بلکه ساکت و بی تفاوت، دست  روی دست خواهند گذاشـت 


و تماشاگر جنایت ها خواهند بود.


این نگاه یک نگاه سطحی وبه دور از اندیشه ودقت است؛ زیرا با توجه به آنچــه در 


حقیقت انتظار امام موعود و ویژگی های آن و نیز ابعـــاد انتــظار و ویژگی هــــای 


منتظران مطرح شد، روشن است که روحیه انتظار، آن هم با ویژگی های منحصــر


 به فرد و جایگاه بی نظیر امام مهدی(عج)نه تنها سکون و سردی  را به دنبال ندارد


، بلکه بهترین عامل حرکت و پویایی است.


انتظار، در منتظر غوغایی مبارک و حرکتی هدف دار پدید می آورد. هرچه منتظر،


 به حقیقت انتظار، نزدیک تر شود، سرعت حرکت او به سوی مقصد بیشتر خواهــد 


شد. در پرتو انتظار ، آدمی از خود محوری رهـــایی می یابـــد و خود را جزئــی از 


جامعه اسلامی می بیند؛ بنابر این می کوشد تا جامعه را در حد توان خود به صــلاح


 ودرستی نزذیک کند و وقتی جامعه ای از عناصر ی این چنین با هویّت تشکیل یابد،


 اجتماعی در جهت ترویج فضیلت ها پدید می آید و حرکت عمومی به ســوی اقامـــه 


خوبی ها، شکل می گیرد. در چنین محیطی که محیط صلاح وسازنـــدگی و فضــای


 امید بخشی و نشاط و عرصه تلاش و همیاری و همکاری اســــت، زمینــــه رشـــــد 


باورهای دینی و بینش عمیق مهدوی در افراد جامعه پدید می آید و منتــــظران که به 


برکت انتظار، در فساد محیط حل نشده اند بلکه هویّت دینی ومرزهای اعتقادی خــود 


را حفظ کرده اند، در برابر سختی ها و مشکلات دوران انتظار بردباری می کننـــد و


 به امید تحقق وعده حتمی الهی با پایداری، بلاها را به جان می خرند.


راستی کدام مکتب و مذهبی را می شناسید که برای پیروان خود چنین مسیر روشنـی


 را ترسیم کرده باشد؟ مسیری که با انگیــزه ای الهی پیمــوده می شـود و در نهایــت 


پاداشی بس بزرگ را به ارمغان می آورد.


 



مهدویت - انتظار(وظایف منتظران-4.وحدت و همدلی)

 انتظار

 

وظایف منتظران

 

4 وحدت و همدلی


از وظایف تک تک افراد قبیله انتظار که بگذریم، جمعیت منتظـــران نیز باید طرح و

 

برنامه ای داشته باشند که در راستای اهداف امام و حجّت الهی باشد. به بیان دیگـــر 


اجتماع منتظر، لازم است تلاش و حرکت خود را در مسیر رضایت رهبر موعـــــود


 قرار دهد.


بنابراین جامعه منتظر برآن است که عهد وپیمان خود با امام را به انجام رسانــــد، تا 


زمینه مناسب برای ظهور دولت مهدوی فراهم شود.


امام عصر(عج) در یکی از بیانات خود به چنین جمعیتـــی این 


گونه بشارت داده است:


اگر شیعیان ما – که خداوند آنان را در راه اطاعتش یاری دهد 


– در وفای پیمانی که ازایشان گرفته شده، یکدل ومصمم باشند


،البتّه نعمت دیدار، از آنان به تاخیر نمی افتد و سعادت ملاقات


ما برای آنها با معرفت کامل و راستین به ما، تعجیل می شود.*


 آن عهد وپیمان، همان است که در کتاب خدا و سخنان نمایندگان خدا آمده است که 


 مهم ترین آن ها را بیان می کنیم.

1.  

      1. تلاش در جهت پیـروی از امامــان(ع) و دوستـــی با دوستـــــان آن بزرگواران و 

                                                                                                                                                                                                                                                                               بیزاری  جستن از دشمنان آن ها.


امام باقر(ع) از پیامبر خدا(ص) روایت کرده است که فرمود:


خوشا حال آنکه قائم خاندان مرا درک کند؛ در حالی که پیـش از


 قیــام ، از او پیــــروی کرده باشنــد وبا دوستان او دوستـی وبا


 دشمنان او دشمنی نموده باشد! آن ها رفیقان من و اهل دوستــی


 و محبت من و گرامی ترین امت من نزد من در روز قیامـــــت


 هستند.**


2.جمعیت منتظران در مقابل بدعـــت ها وانحـــراف ها در دین و رواج منکـــرات و


 زشتی ها در سطح جامعه، بی تفاوت نیستند. نیز در برابر فراموش شدن  سنّت های


 نیکو و ارزش های اخلاقی از خود واکنش نشان می دهند. این، پیمانــی است که بر


 اساس تعالیم قرآن بر دوش منتظران نهاده شده است.


خداوند می فرماید:



وَ لتَکُن مِّنکُم اُمَّةٌ یَدعُونَ اِلی الخیرِ وَ یَامُرُونَ



 بِا لمَعرُوفِ وَ یَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ وَ اُولَئکَ هُمُ



 المُفلِحُون؛***



باید که از میان شما گروهی باشند که به خیر دعوت کنند و امر


 به معروف ونهی ازمنکر کنند؛ اینان رستگارانند.


بایــد کــه از میــان شمــا گــروهــی باشنــد کــه بــه خــیر دعــوت کننـــــــد و امــر


 به معروف ونهی ازمنکر کنند؛ اینان رستگارانند.


بدون شــک، سنت های اسلامی از مصـــادیق «خیر»و«معــروف» وبدعـــت ها از


 نمونه های روشن «منکر» هستند.


3.جامعه منتظر در برخورد با دیگران وظیفه دارد که تعاون وهمکاری را سرفصل


 برنامه های خود قرار دهئ. افراد ین جامعه به دور از تنگ نظری و خود محوری، 


 پیوسته حال فقرا ونیازمندان جامعه را پی گیری می کنند وا آنان بی خبر نمی مانند.


گروهی از شیعیان از امام باقر(ع) در خواست نصیحت کردند ؛


 حضرت فرمود:


از میان شما آنکه نیرومند اســت، ضعــیف را یاری کنــد و آنــکه بی نیــاز اســت با


 نیازمندتان مهربانی ورزد و هر یک از شما دربارۀ دیگری خیرخواهی کند.****


گفتنی است که دائره این همکاری و همیاری، به محیطی که در آن زندگی می کننـــد


 محدود نیست؛ بلکه خیر ونیکی منتظران به محیط های دورترو نیازمندان شهرهای


 دیگر نیز می رسد؛ زیرا در پرتو روح انتظار،هیچ جدایی و دوگانگی ای بین افراد


 احساس نمی شود.


4.افرادی که عضو جامعه منتظر هستند، باید به جامعه رنگ وبوی مهدوی بدهند و


 نام ویاد امام را در همه عرصه ها منتشر کنند و گفتار وکردار امام را به عــــنوان


سرآمد همه سخنان و شیوه ها به نمایش عمومی بگذارند که بدون تردید موردعنایت


 ولطف ویژه امامان(ع) خواهند بود.


عبد الحمید واسطـتی از یــاران امــام باقر (ع) به آن حضــرت


 می گوید:«ما در انتظار امر فرج همه زندگی خــود را وقــف


 کردیم؛به گونــه ای که برای بعضــی از ما مشــکلاتــی را به 


همراه داشته است».


امام(ع) در پاسخ او می فرماید:


ای عبدالحمید! آیا گمان می کنی که خداونــد راه رهــــــایی [از 


مشکلات] را بــرای  آن بنــده ای که خــود را وقــف خــداونــد 


کرده باشد، قرار نداده است؟ آری؛ به خدا قسم! خداونــد بــرای


 او راه چاره ای قرار خواهد داد. خداوند رحمـت کند بنــده ای 


را که امر[ولایت] ما را زنده دارد!.*****


سخن آخر اینکه جامعه منتظر باید بکوشند که در همه ابعاد زندگی اجتماعی، الگوی


 سایر اجتماعات  باشند وهمه زمینه های لازم برای ظهور منجی موعود را فراهـم 


کنند.


 

منابع و توضیحات:


*احتجاج، ج2، ش360، ص600.


**کمال الدین وتمام النعمة،  ج1، باب25، ح2،ص535.


***سوره آل عمران، آیه104.


****بحارالانوار، ج52، باب22، ح5،ص123.


*****همان، ح16، ص126.



مهدویت- انتظار(وظایف انتظاز. 3 - یاد امام)



انتظار

 



وظایف انتظار



3یاد امام


آنچه منتظران را در کسب معرفت ِ امام وپیروی از آن بزرگوار یاری می دهــــــد و


 پایداری در راه انتظار را به دنبال دارد، پیوستگی و ارتبــاط مداوم با آن طبیعــــــت 


جان ها است.


به راستی وقتی آن امام مهربان امّت، همیشه وهمه جا به حال شیعیان خو نظر دارد و


 لحظه ای آنها را از یاد نمی برد، آیا رواست که دلدادگان روی او به دنیا و تعلّقات آن


 سر گرم شوند واز آن عزیز، غافل وبی خبر بماند؟ راه ورسم دوستی ومحبّــــــت آن


 است که در همه حال او را بر خود و دیگران مقـــدم بدارند . وقتی بر سجـــــاده دعا 


می نشینند، از او آغاز نمایند و برای سلامتـــــی و فرج آن حضــــرت دعا کننـــد که 


آن بزرگوارخود فرمود:


برای تعجیل فرج بسیاردعا کنید که فرج شما در همان است*


وباید همواره زمزمه کنند:


اَللّهُمَّ کُن لِوَلیکَ الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیهِ



 وَ عَلی ابائهِ فِی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَة وَلیاً



 وَ حافِظاً وَ قآئداً و ناصـراً ودلیــلا وَ عَینـاً حَتّی



 تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً .َ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلا؛**




خدایا! برای ولی خود، حجت بن الحسن  -  که درود تو بر او و


 پدرانش  باد -  در این ساعت و در همه ساعات، سر پرست و


نگهبانو رهبر و یاور و راهنما و دیده بان باش، تا[آن زمان که]


 او را در زمین  خود با میل و رغبت جای دهی، وبرای مدتی


 طولانی اورا در زمین بهره مند سازی.



منتظر حقیقی، هنگام صدقه دادن ، ابتدا سلامتی وجود شریف امام خود را در نظـــــر 


می گیرد و به هر بهانه ، دستِ توسّل به دامن پر مهر او می زند و به اشتیاق ظهــور


 مبارک او ودیدن جمال بی مثالش ناله سر می دهد:


عَزیزٌ عَلَی ان اَرَی الخَلقَ وَ لا تُری؛***


سخت است بر من که همه را ببینم وتو دیده نشوی.



رهرو راه انتظار در مجالسی که به نام آن محبوب دل ها تشکیل می شود، حضـــور 


می یابد تا ریشه های محبت او را در دل خود محکم تر کند و به مکان هایی  ماننــد 


مسجد سهله و مسجد جمکران و سرداب مقدس مه منسوب به امام عصر(عج) است، 


رفت و آمد می کند.


از زیباترین جــلوه های یاد امام مهدی(عج) در زندگی منتظران ظهورش، آن اســت 


که هر روز با او تجدید عهد کــرده، پیمان وفاداری ببندند واستواری خــود را بر آن 


عهد اعلام کنند.


 در فرازی از دعای عهد چنین می خوانین:


َاللّهُمَّ اِنّی اُجَــدِّدُ لَهُ فی صَــبیحَة ِ یومـی هـذا وَما 



عِـشتُ مِن اَیامی عَهـداً وَ عَـقــداً وَ بَـیعَـةً لَـهُ فـی 



عُـنُـقی لااَحُــولُ عَـنـهــا وَ لا اَزوُلُ اَبَــداً. اَللّهُــمَّ



 اجعَلنی مُن اَنصارِهِ وَاَعـوانِهِ وَ الـذّابّیــنَ عَـنهُ وَ 



المُسارِعینَ اِلَیهِ فی قَـضاءِ حَوائِجِه و المُمتَـثِـلینَ

 


لاَوِامِرِه  وَ المُحامینَ عَنه وَ السّابِقینَ اِلی اِرادَتِهِ



 وَ المُستَشهِدینَ بَینَ یدَیهِ؛****



با خدایا ! من در بامداد این روزو تمام دوران زندگی ام ، عهد و


پیمان و بیعتی را که از آن حضرت بر گردن دارم ، با او تجدید 


می کنم که هرگز از آن عهد و بیعـــــت بر نگردم و بر آن پایدار


 بمانم. بار خدایا! مرا از یاران وکمک کاران آن حضـــــــرت و


مدافعان ازحریم مقدس اووشتاب کنندگان به سوی او برای انجام


 خواسته هایش واطاعت کنندگان ازدستوراتش و حمایت کنندگان 


از وجود شریفش و سبقت جویان به سوی خواسته اش و شهیدان


 در رکاب حضرتش قرار ده.



اگر کسی پیوسته این عهد را بخواند و از عمق جان به مضامین آن پای بند باشـــــــد،


هرگز به سستی گرفتار نمی شود و در تحقق آرمان های امام خود و زمینـــــه سازی


 برای ظهور آن بزرگوار ، لحظه ای از پای نمی نشیند و به راستـــــی که شایســــته


 حضور در میدان یاری آن ذخیره الهی خواهد بود.


امام صادق (ع) فرمود:


هر کس چهل بامداد، خدا را با این [دعای]عهد بخواند، از یاوران قائم ما خواهـــد بود


 و اگر پیش از ظهورآن حضرت بمیرد، خداوند او را از قبرش بیرون آورد[وقائم(ع)


 را یاری دهد]...

 

 

منابع و توضیحات:


*کمال الدین وتمام النعمة، ج2، باب45، ح4، ص237.


**مفاتیح الجنان، اعمال شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان.


***همان، دعای ندبه.


****همان، دعای عهد.



اشعار خانم زینب (س)-حسین جان بعد تو دیگر خمیده قامت خواهر


 هوای وصل دلبر را به سر دارم در این شبها


رسیده جان من برلب دگر سیرم از این دنیا 


 


حسین جان بعد تو دیگر خمیده قامت خواهر


بمیرد از غمت زینب همین امروز یا فردا


 


اگر مویم سپید است و اگر من تار می بینم


دلیلش هجر تو بوده ، کجایی ماه بی همتا ؟


 


در این یکسال و نیم از بعد عاشورا شده کارم


بگیرم مجلس روضه ، کنم بزم عزا برپا


 


لباس خونی ات را باز روی سینه ام دارم


دوباره یادم افتاده غروب روز عاشورا


 


به زور ضربه ی نیزه ز روی اسب افتادی


سپاهی حلقه زد دورت شدی در قتلگه تنها


 


خودم دیدم که قاتل خنجری را دست و پا می کرد


خودم دیدم که می آمد به روی سینه ات با پا


 



خودم دیدم ز روی تل که می لرزید دستانش


جدا می کرد رأست را به پیش مادرم زهرا

 



برادر جان پس از تو خیمه هایت سوخت در آتش


عدو خوشحال و طفلانت فراری در دل صحرا


 


به دست دشمنت عمامه و  انگشترت دیدم


میان عده ای بوده سر پیراهنت دعوا


 


مرا با کعب نی از کوفه میزد دشمنت تا شام


به زیر تازیانه ناله ی من بوده : «واجدّا..»


 


به روی نیزه تا دیدم جبینت غرق در خون است


به پای چوبه ی محمل شکستم من سر خود را


 


ز بام خانه های شام آتش بر سرم افتاد


ولی دستان بی جان و کبودم بسته بود آنجا


 


جسارت شد به دختر ها میان بزم و محفل ها


به پیش دیدگانِ خونی و شرمنده ی سقا


 


عدو ما را میان کوچه های شام می گرداند


شکسته شد غرور ما میان آن یهودی ها


 


" گدایی می کنم هرشب ، سر کویِ تو یا زینب


گدایی می کنم تا کربلای من شود امضا "



اشعار خانم زینب (س)میان کرب و بلا حرمتش شکست





سرچشمه بود، روشن و پاک و زلال بود


زینب خدایِ بندگی ذوالجلال بـــــــــــود

 


در قله های معرفت و عاشقیِ حــــــــق


زهرا سرشت و عابد و احمد خصال بود

 


در مدح او بس است همین که نوشته اند


عالِم به بطنِ هر سخن و هر سؤال بود

 


زهرا که رفت مادر یک خانواده شـــــــــد


در آن زمانه ای که خودش خردسال بود

 


او سال های سال کنار حسین بود


یعنی جدایی اش ز برادر محال بود

 


اما میان کرب و بلا حرمتش شکست


روزی که داغْ دیده و بشکسته بال بود

 


خود را رساند بر سر گودال پر ز خون


با حالتی که تشنه و آشفته حال بود

 


صد تازیانه خورد ولی باز هم رسید


زینب تمام فکر و خیالش وصال بود

 


بی بی جدا نشد ز تن پاره پاره اش


مست شمیم رایحه ی لایـــزال بود

 


میگفــــــــت ای برادر من، از فراز تل


دیـــــــدم برای پیرهنت هم جدال بود

 


با کعبِ نی زدند بماند بقیـــــــه اش


این قد خم نتیجه ی آن انفصال بود

 


حق داشت بعد کرب و بلا روضه خوان شود


او شاهد مصیبت سخت هلال بـــــــــــود*

 


مقتل نوشته است "که در شام..." بگذریم


کاش آنچه گفته ابن مقـــــرم خیال بـــــــود

 


آتش گرفت و سوخت در آن شهر بی حیا


آن جا نظــــــر به آل پیمبـــــر حلال بـــود

 


داغی چشیده است که محصور واژه نیست


این روضه های سخــــــت برای مثال بـــــود